نشریات - طناب هاي محکم براي صعود

آقاي امين دژاکام استاد جهان بيني در جلسه دوشنبه ۲۹/۸/۹۱ - اکادمي:

                                  

نیروهای بازدارنده هیچ کاری بلد نیستند به جز یک کار و آن هم آلوده کردن و خراب کردن حس در انسان است حال با (( حسادت ، کینه ، غیبت ، طعنه زدن ، منیت ، ترس ، نا امیدی . . . )) یا هر نیروی بازدارنده دیگر ، همۀ اینها ابزارهایی هستند که در کلام الله یا جاهای دیگر آمده و به انسان هشدار داده شده ، تمامی آنها کارشان خراب نمودن حس انسان است .
کسی که طعنه میزند ، یا آدرس غلط میدهد حسش خراب میگردد و هنگامی که حس خوب بهم ریخت آدم اگر خیلی مرد باشد نباید دست به کاری بزند زیرا با حس خراب تنها خرابی است که به بار می آید و بس .
کسانی که هوشیارند و میتوانند خود را از چرخه های حسهای منفی خارج نمایند میتوانند به تعادل برسند و آنهایی که درگیر این گونه بازیها و چرخه ها میشوند مانند تکانه ای از مسیر خود خارج شده و به تدریج نابود خواهند شد .
ادامه دادن چنین بازیهایی گاهی از سوی انسانها بسیار مشتاقانه به نظر میرسد گویی آنها سرشان درد میکند برای غیبت ، حسادت و . . . درست مانند وارد شدن به رودخانه ای پر خروش است که هنگامی وارد آن میشوی بعد از چند قدم ناگهان نیروی بسیار رودخانه شما را با خودش میبرد و در ادامه مسیر خرد و خاکشیر میکند .

   ادامه داره ...

 

ادامه نوشته

......       رهايي

  رهایی نه از خلاصی بلکه ...  

رهايي درابتدا يعني مهار آتش ويرانگر. به نظرم يعني ترميم بال هاي شکسته در کنگره از زخم هايي که خوردن برديواره هاي قفس بوجود آمده بود. رهايي يعني قوي شدن براي پرواز . احساس رضايت از تموم کردن کاري (یک کار) در زندگي. باور اينکه بدون مواد هم مي شه زندگي کرد. رهايي يعني ۱۲ تا ۱۴ ساعت کار روزانه . يعني غذار و با ميل خوردن. يعني بهترشدن حوصله براي خونواده. يعني شب راحت خوابيدن و گريه نکردن از درد بيدار شدن ساعت ۴ صبح براي رفتن به سرکار. رهايي يعني نشونه اي از ديدن روز و شب حیات . رهايي يعني اينکه همچنان تا وقتي که هستم به خودم بگم نمي دونم.
اما احساس دیگری هم هست . حس کردن سوختن ها و کمتر ناراحت شدن از دردش. رهايي يعني اميد به دوست داشتن. نيش ذهن درمواقعي که تصويرهايي از نوع بازدارندش مياد و اينکه حسشون می کنم و خوشحال میشم که کمی مي تونم ببينم. دوران رهايي پراز رقصنده هاييه که بنظرم اگه ببينمشون تقويت بالهام ميشن براي پرواز.
ديدن اين رقصنده ها اما به نظرم توي دوران رهايي، جزء اون قسمت از سختي سفر دومه که هستن و بايد باشن تا من بفهمم که چندمرده حلاجم و شايد به روزي برسم که بتونم از اهريمن هم ناراحت نشوم و او را جزعي از قوانين هستي باور کنم. 

.......         بني آدم

  نفس اماره                                 منم منم نداره. 

                   

نفس لوامه                                

تفکر، تجربه ، آموزش                   

  رهايي  - نفس مطمئنه                  

تعادل - محبت                                                       

 

                 

نگاهي ديگر به وادی 3 - بايد دانست ...

"طلب کار بودن و انتظار داشتن از ديگران حتي از خدا ويژگي دوران اعتياد است اما درست مي شود"

خلاصه اي از نوشته آقاي خدامی ؛

در وادی اول آموختیم که برای ساختن یک زندگی سالم و رهایی از اعتیاد باید فکر کنیم ، درست فکر کردن را قبل از هر انجامی سرلوحه کارهایمان قرار دهیم . در وادی دوم آموختیم  که هر کدام  از ما ارزش و جایگاه خاص خودمان را داریم ، هر کدام از ما پتانسیل و استعدادهای منحصر به فردی داریم که برای شکوفایی آنها باید در صراط مستقیم گام نهیم . با گذر از وادی دوم ، مصرف کننده مواد مخدر بعد از تفکر و خارج شدن  نسبی از احساس پوچی و نا امیدی ، در این مقطع فرد متوقع است که دیگران به کمک او بیایند زیرا او می خواهد اعتیادش را درمان کند پس خانواده ، اطرافیان ، دوستان ، آشنایان و خلاصه همه باید کار و زندگی شان را رها کنند  و به کمک بیایند زیرا او می خواهد ترک کند . این روحیه طلب کاری  و متوقع بودن و انتظار کمک  از دیگران ، در مصرف کنندگان مواد مخدر بسیار شایع است . این روحیه و تفکر طلب کاری حتی از خداوند ، تفکر بسیار منحرف ، مخرب و بازدارنده ای است و به طور قطع نباید منتظر کوچکترین موفقیت  و پیشرفتی درمسير باشیم . وادی سوم همچون شمشیری برنده به مرکز این تفکر مخرب فرود می آید و می گوید: باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان برای خویشتن خویش فکر نمی کند.

ادامه خيلي جالب ميشه.کليک کن ...

ادامه نوشته

وادي 6 - اجراي کامل فرمان عقل به عنوان فرمانده کل

آموزش لژيون - پنجشنبه 25/ 8

خلاصه سخنان راهنما:
با استفاده از اين وادي قرار است انسان به فرمان برسد. عقل داخل صور پنهان است. سلطان شهر وجودي است. فر ايزدي دارد ( انديشه اهورايي). يعني کارهايي که بدستور خداوند تزديکتر است را عقل تشخيص مي دهد. قوانيني که براي آرامش زندگي انسانهاست. ضعف انسان دراين است که قدرت به اجرا درآوردن فرمانها را ندارد. اگر به فرمانهاي کوچک توجه و عمل کند به فرمان عقل نزديک مي شود. همه انسانها چون جزيي از وجود خداوند هستند عقل جزيي محسوب مي شوند. تک تک موجودات عالم داراي عقل هستند و عقل هرکس به اندازه جايگاه و توانايي اوست. مثل عقل حيوان، درخت  و انسان. همه براي رسيدن به نور از عقل جزيي و خلقتش استفاده مي کنند مثل عقل درخت که از ديواري که کنارش مي سازند عبور مي کند تا خودش را به نور برساند.  ادامه را کليک کن ...

ادامه نوشته

از فرمانبرداري تا فرماندهي - بخش 2

                            

واما در حقیقت، کنگره ۶۰ به سنگ آسیاب تبدیل شده است، ما به افراد محبت می کنیم اما لازم است گاهی خشم خود را به آنها نشان دهیم، راهنمایان مانند پدر و مادر هستند، آنها مهر مادر و جذبه پدر را دارند، افراد بی نظم مورد برخورد مسئولین قرار می گیرند و این مسئله باعث می شود دیگران نیز درس بگیرند و از سیستم پیروی کنند، در کنگره 60 همگی از ادب خاصی برخوردارند و این آموزش فرمانبرداری است.  آموزش فرمانبرداری در کنگره 60 به صورت اتوماتیک صورت می گیرد، تا زمانی که افراد فرمانبرداری را یاد نگیرند، نمی توانند فرماندهان خوبی شوند، اگر کسی بخواهد به فرماندهی برسد باید از سربازی به سرداری برسد، اگر فردی از سربازی به سرداری رسید می تواند سردار شایسته ای باشد. اگر شخص مصرف کننده سفر اول و دوم را طی کرد، آموزش ها را دید و راهنما شد، تبدیل به فرمانده خوبی می شود، اکثر افراد فرمانبرداری را نیاموخته اند بنابراین فرماندهان خوبی نداریم. کسانی می توانند اداره، شهر یا سیستم را اداره کنند که فرمانبرداری را انجام داده باشند و این فرمانبرداری در کنگره انجام می شود، مسئله فرمانبرداری بوده که راهنمایان کنگره 60 تبدیل به مهره های خوبی شده اند و تولید بالاتر می رود. 

راهنمایان باید در لژیون هر چیزی را به رهجویان خود آموزش دهند، تمام نکاتی که بیان کردن به فرمانبرداری و فرماندهی باز می گردد. در فرمانبرداری اگر فرمانبردار بفهمد که فرمانده که به او فرمان می دهد عدالت و معرفت را در نظر می گیرد و حرف او از روی خیرخواهی است گوش به فرمان می سپارد، وقتی به خوبی گوش فرا داد می تواند به دیگران نیز منتقل نماید. اگر ما شاگردانی که به درمان می رسند را به خوبی پرورش دهیم، انتقال دهندگان خوبی خواهند شد و این مسئله ادامه خواهد داشت،

ادامه را کليک کن ... 

ادامه نوشته

از فرمانبرداری تا فرماندهی - بخش 1

خلاصه اي از سخنان اقای مهندس دژاکام - ازسري کارگاههای آموزش جهانبینی کنگره 60

سخنان استاد      

"سرچشمه بتوان بستن به بیل          چو پر شد نتوان بستن به پیل"

یک فرد مصرف کننده مانند یک بمب شیمیایی و نارنجک است که خود را نابود کرده و ترکش های آن اطرافیان را از بین می برد. یکی از مسائل بسیار مهم در کنگره 60 نظم و انضباط است، این نظم و انضباط از بدو ورود به کنگره آغاز می گردد و این مسئله با تعلیم و تربیت نیروها مهیا می گردد که باید فرمانبردار باشند. مثال "سرچشمه بتوان بستن به بیل   چو پر شد نتوان بستن به پیل" در تعلیم و تربیت فرزندان نیز نقش دارد، فرضأ پدر و مادر ناراحت هستند که فرزند 18 ساله آنها به حرفشان بی اعتنا می باشد، هزاران خلاف می کند و از آنها حرف شنوی ندارد، علت این است که تعلیم و تربیت باید از کودکی شکل بگیرد تا در سن بالاتر فرمانبرداری را آموخته باشند، در خانواده ای که پدر و مادر هر یک ساز مخالف می زنند، فرزند نمی تواند تربیت شود و فرزندی که بد تربیت شده باشد فرمانبردار نخواهند شد. "سرچشمه بتوان بستن به بیل" همان خردسالی است، وقتی کودک گریه می کند به او رشوه می دهند، در دوران مدرسه به او جایزه می دهند، به او حق سکوت می دهند تا سن او بیشتر شود و در نهایت بد پرورش می یابد و از پدر و مادر حساب نمی برند، آنها فرمانبرداری را یاد نگرفته اند و متأسفانه فرماندهان خوبی نخواهند شد، فرزندان شما باید به موقع تشویق و تنبیه شوند، فرزندان خود را حساس پرورش ندهید، اگر لازم است با او قهر کنید اما نکته مهم این است که باید در جایگاه مربوطه باشید.  اگر ما امروز در زندگی مشکلاتی داریم به دلیل پرورشی است که دیده ایم، به این دلیل است که زندگی کردن را به ما نیاموخته اند، خیلی مسائل را یاد نگرفته ایم اما باید ذره ذره آموزش ببینیم و هیچگاه دیر نیست، اعتماد، برخورد، پس انداز و ... را نیاموخته ایم اما می توانیم آن ها را بیاموزیم، ما باید بیاموزیم و اطلاعات خود را به دیگران انتقال دهیم .

تهیه گزارش: همسفر الناز رک
منبع: وبلاگ لژیون همسفر فتحی

 

......  تمنا مي خواهد

                                 

با ورود به هرشعبه ای از کنگره ۶۰ جمله بالا به چشم می آید. تکیه کلام مسافران موفق کنگره ۶۰ است. سرمنشاء ورود به دنیای آموزش است. منشاء تمام تاریکی های آدمی است. من هم از روزی که با خودم گفتم "نمی دانم" و باورم شد که دنیای گذشته ام بازی در نادانی بود درب های جدیدی برای ورودم به دنیای فعلی باز شد. هنوز هم بعداز حدود ۱۴ ماه رهایی هرجا و هر زمانی که این جمله را فراموش می کنم به قفل هایی بر می خورم که کلیدش توی جیب خودم می باشد و آنهم همین است که بگویم نمی دانم و همینکه این کلید را از جیبم در می آورم انگار پشت آن درب هرچه بوده و منتظرند تا با حقه های شیطان واردش شوم ، رنگشان عوض می شود و بازهم وصل می شوم به دنیایی که جدید ساخته ام. اینکه درمان در لحظه اتفاق می افتد به نظرم یعنی همان تمنای دل تا سیم آدم ها وصل شود و چشم، جمله " اول ندانی را بدان تا بدانی را بدانی"  را ببیند. 

 دست نوشته :

 

رابطه يادگيري با معرکه گيري

جلسه لژيون - شنبه 20/8/91
خلاصه سخنان راهنما:


هرچي بوديم و حاشيه هايي که که بوجود مي آيد علتش خود انسان است که درست حرکت نمي کند. حاشيه سراغ کسي نمي رود، اين خود انسان است که شرايط بوجود آمدن حاشيه را فراهم مي کند. چون انسان مرکز عالم است. مقصر حاشيه ها خودِ انسان است. اگر کسي از مرکز دور نشود ، حرمتها را نگه دارد و قوانين  خلقت را رعايت کند حاشيه سراغش نمي رود. ذهن انسان مي گردد چيزهايي را که نفس مي خواهد پيدا مي کند. انسان هرچقدر به مرکز خوبي ها نزديکتر باشد به چاله چوله ها پرتاب نمي شود.  ادامه را کليک کن ...

ادامه نوشته

ترک اعتياد در جلسه مداحي

عصر يک روز بهاري از سال 87 به سفارش يکي از دوستان به مجلسي در شهرري رفتيم براي ترک. پدرش بعداز 30 سال مدتي بود که مصرف نمي کرد و مي گفت به آن مکان رفته. پدرش را که ديدم چشمانش بازباز بود. انگار ديگر خماري در چشمانش نبود. بدون اطلاع دادن به خانواده ام ما هم رفتيم به آن مجلس. از ساعت هشت و نيم شب نشستيم و به صحبتهاي مداح گوش کرديم . فضايي پر از ادم که هيج کس را بخاطر دود زياد سيگار نمي ديدي .  ادامه دارد..

 

ادامه نوشته

اختيـــــار

خلاصه سخنان راهنما:

ما براثر ناداني بسمت مصرف مواد مخدر رفتيم. اولين بار از سر ناداني بود ولي تکرار و تکرار  و بازهم تکرار و دوستي با مواد بود که نتيجه اش تولد اعتياد شد. من از روز اول اختيار داشتم ولي نيروهاي بازدارنده مسائل را طور ديگري نشان مي دهد و چون آدم نادان مسيرها را درست انتخاب نمي کند وقتي در مسير اشتباه حرکت مي کند ، ادامه راهش به جبر ختم مي شود. پس هراشتباهي که مي کنيم علش آن است که نسبت به آن اختبار به دانايي نرسيده ايم و زيرکي شيطلان هم دراين است که مسائل را برعکس نشان مي دهد. نکته باريک اين است که وقتي در مسير حرکت به سمت انتخاب هاي نادرست قرار مي گيرم حتما" از قبل ( از سالها قبل) کارهايي کرده بودم که زمينه براي راههاي نادرست فراهم شده است. درکنگره هم همين است ، وقتي خطايي مي کنم يا حماقتي مي کنم زمينه اش را از مدتها قبل فراهم کرده ام. اختيار ، از دوربين انداختن روي ديگران شروع مي شود تا مسائل خيلي بزرگتر . اگر قرار باشد نادرست انتخاب کنم نبايد مقصر تاوان ها را در ديگران يا خدا جستجو کنم. اگر در مسير درست حرکت کنم آسيب کمتري مي بينم. نکته قابل توجه اينکه در زمان انتخاب بين خوبي و بدي عقل فرمان مي دهد ولي چون توجه به فرمانش نمي کنيم نتيجه اش مي شود انتخاب غلط. هر چقدر آدم درصد اشتباهاتش بيشتر باشد زمان برگشتن هم بيشتر مي شود. و اينها همه از سر انتخاب هاي نادرست و فرورفتن در تاريکي هاست.

جلسه لژيون - پنجشنبه  ۱۸/۸/۹۱ 

خبـــــر  -  پلمپ مراکز غیر مجاز

معاون کاهش تقاضا و توسعه مشارکت‌هاي مردمي ستاد مبارزه با مواد مخدر از ابلاغ دستو‌العمل برخورد جدي با مراکز غير مجاز درمان و کاهش آسيب اعتياد از سوي وزير کشور و دبيرکل ستاد خبر داد. بابک دين‌پرست گفت: امسال استانداردسازي مراکز غيرمجاز در دستور کار قرار دارد و مراکز غير مجاز درمان اعتياد شناسايي و پلمپ مي‌شوند مگر آنهايي که به دستگاه‌هاي قانوني مراجعه و براي اخذ مجوز اقدام کنند.

خبــــــر  ( معجون زابلي يا بيرجندي)

به گفته محمد بخشي محبي داديار معاونت امور اجتماعي و پيشگيري از وقوع جرم دادسراي عمومي و انقلاب مشهد؛ به تازگي ماده اي  با نام "معجون زابلي" يا "معجون بيرجندي" در فروشگاههاي مختلف عرضه مي شود که با آزمايش آن مشخص شده است اين مواد داراي ترکيباتي از ماده موثر موجود در حشيش و و اثرگذار برروي مغز  است.   اين معجون داراي ذائقه گرم، معطر و شيرين است و در بين کساني که از اين ماده مصرف کرده‌اند به "معجون فريب" هم مشهور است چرا که با مصرف آن اختلال در قدرت تصميم‌گيري بوجود مي‌آيد و انسان کارهايي دور از انتظار و اراده خودش که منطبق با عقل نيست را انجام مي دهد

                                      

 

تجربه راه هاي ترک اعتياد، روش درمان dst و بهترين راه

برداشتي از دستورجلسه ۱۳/۸/۹۱ - آکادمي

تجربه هاي ترک مصرف کننده ها در دوران اعتياد همگي شباهتهاي زيادي به هم دارند. هزاران راه را رفتيم و چون بدون آگاهي و احساسي بود به بن بست مي خورد. درمان در کنگره 60 اما يعني تنها راه درمان قطعي . درمان تدريجي يا همان DST (دژام سيستم تيپرينگ) ، روشي است که طي 14 -۱۵سالي که از عمرش مي گذرد موفق به درمان قطعي هزاران مصرف کننده اي شده که ديگر هيچگونه ميلي به مصرف ندارند. حرف نيست ، سند علمي دارد. يعني سيستم توليد کننده مواد شبه افيوني بدن که طي سالها از کار افتاده بود بازسازي شده و نيازي به ورود مواد مخدر بيروني ندارد. و اما بهترين راه يعني امن ترين راه. هميشه بهترين راه حتما" کوتاهترين راه نيست بلکه راهي بهترين راه است که امنيتش براي رسيدن به هدف ( رهايي) امن ترين راه باشد و سفر در کنگره 60 در قدم اول براي رهايي از دام اعتياد امن ترين راه است که امتحانش را در بدن هزاران ادم پس داده است. و اما قدم هاي بعدي در کنگره 60 براي رسيده به رهايي از دام هاي ديگر شيطان است که در خلقت قرارداده شده . و اين هم با به تعادل رسيدن روان و حرکت در مسير شناخت آدمي همچنان ادامه دارد.

           تـــاوان

خلاصه سخنان راهنما:

در طبيعت چيزي از بين نمي رود. تاوان هم معلوم نيست مربوط به کدام عمل گذشته است. کنگره خوبيش اين است که با تاوان هايي که مي دهيم قدرت تحمل در ما بالا مي رود . تاوان هميشه نتيجه اعمال گذشته نيست . شر و بدبختي نيست. بعضي وقتها اصلا شايد قرار است با تاواني که مي دهيم آموزشي ببينيم و راه را پيدا کنيم تا به رهايي برسم و از خيلي ضدارزشها بيرون بيایيم. تاوان آدم را بيدار مي کند و اگر کسي بتواند قبول کند ، کارش در آينده راحت تر خواهد بود . هر مشکلي که براي ما در سفر پيش مي آيد ( چه در سفر اول  چه در سفر دوم) ممکن است تاوان نباشد ، شايد قرار است اتفاقي باشد تا من بروم و در آن تفکر کنم و آموزش ببينم و تجربه درستي از آن استخراج کنم. تاوان براي اين است تا من بتوانم خيلي از کارهاي گذشته را کنار بگذارم و اين کار با تبديل شدن و تغيير کردن امکانپذير مي شود. تغيير و تبديل هم با پالايش نفس ( پندار، گفتار و کردار) صورت مي گيرد

جلسه ۹/۸/۹۱ پارک طالقاني

         پيام تسليت

با مرگ چيزي از انسان کاسته نمي شود.   هادي جان ، تسليت. اما حالا من و تو مي دانيم که بين رفته ها و نرفته ها چه مي گذرد.  

از طرف برداران لژيوني ات .

       انگیزه و تغيير

انگیزه ، آتشی است که اگر به آن سوخت نرسد خاموش می شود. در پی انگیزه باید نتیجه ای باشد که ما را برای ادامه راه تقویت کند، ما با انگیزه ی خیلی زیاد برای درمان به کنگره می آییم و سفر را شروع می کنیم اگر درست حرکت کنیم نتیجه را می بینیم. در کنگره اگر "تمام کارها" را به درستی انجام دادیم موفق می شویم و این خیلی مهم است. با شروع سفر تغییرات را باید ببینیم، چشم راهنما و چشم کنگره به تغییرات است. اگر تغییرات انجام شد بیشترین انرژی را خود شخص می گیرد. زمانی که رنگ چهره تغییر کرد، خواب ما تنظیم شد، اعلام سفر کردیم، مشارکت انجام دادیم، همه اینها باعث ایجاد انرژی های مثبت و تقویت انگیزه می شود. و اينها يعني خودِ انگيزه . يعني حرکت از شور به سمت شعور.

منبع: ازصحبت های آقای خدامی

برداشت از سي دي " از فرمانبرداري تا فرماندهي"

جلسه پنجشنبه ۴/۸/۹۱ لژیون

خلاصه سخنان راهنما:

فرمانبرداري براي نزديک شدن به فرمان عقل است. درجنگ اگر دشمن زرنگ باشد بيشترين ضربه را به ستاد فرماندهي مي زند مثل کاري که اعتياد با انسان مي کند يعني مرکز فرماندهي شهروجودي را آسيب مي زند. مواد مخدر به انسان وام مي دهد و سفته هم مي گيرد ، بعد تحت فرمانش هربلايي که خواست سر انسان مي آورد. قرار است نيروهاي ازدست رفته را برگردانيم و اين، کار يکشب و دوشب نيست. دارويي را که استفاده مي کنيم براي ساختن جسم و رسيدن به تعادل نسبي در روان است اما درست کردن جهان بيني وردي دارد و وردش توي مطالب خودِ جهان بيني است. يعني اگر مثلث دانايي رشد نکند و اضلاعش به تعادل نرسند به مشکل خواهيم خورد حتي اگر موفق به رهايي از مواد مخدر بشويم. هدف کنگره پيوند فيزيکي نيست. پيوند براي به حال خوش رسيدن و تعادل بايد هم فيزيکي باشد و هم دروني ( صورپنهان).  ادامه دارد ...

ادامه نوشته

     نيروهاي خفته

با مرگ چيزي از انسان کاسته نمی شود . غم واندوه ها همه سرچشمه بديها نيستند. غم بزرگ مي تواند انسان را هم به بالاترين و هم به پايين ترين درجات الهي برساند. به تقدير کاري نداشته باشيم و با تفکر و تعقل حرکت کنيم. تقديرات که پرونده اش برمي گردد به روز الست کار خودش را مي کند. و بالاخره اينکه نيروهاي خفته در درون انسان که قدرتمنديشان برهمه روشن نيست ، همه سفيد جامه نيستند. بايد براي پالايش آنها تلاش کرد.

منبع:  سی دی گوشه نشيني