استاد امین دژاکام می‌گوید، فکر می‌کردم آغاز ورود به تاریکی شرک است، اما متوجه داستان خود ابلیس شدم، یعنی در زمان خلقت که خداوند امر کرد همه سجده کنند و ابلیس این کار را نکرد و کبر ورزید. ابلیس در جواب سجده نکردنش گفت:من از آتشم و او از خاک، جنس من برتر است و من از جنس بهتری هستم.

به ابلیس می‌گویند برو تو از رانده شدگانی اما به آدم و حوا می‌گویند شما بروید پایین ولی به او رانده شده می‌گوید. خداوند نور آسمان و زمین است، هیچ موجودی از خودش نوری ندارد مگر آن نوری که خداوند به او داده است و بعضی برای خودشان نوری ایجاد می‌کنند و خداوند آن را خاموش می‌کند .یعنی از نوری که به همه داده می‌شود از رانده شده گرفته می‌شود .

در اینجا نکته جالبی وجود دارد :

زمانی که رانده شد یک نقطه شروع به وجود آمد یعنی نور از او گرفته شد. حال برای اینکه ابلیس امورات خود را بگذراند، نیازمند نور است و  به دنبال هم عقیده‌های خود رفت و شیاطین دور هم جمع شدند یعنی کبر آغاز خلق جهان تاریکی بود و این با زمان خلق انسان همزمان شد و اینک آنها نور خودشان را از انسان‌ها و موجودات تامین می‌کنند.

مستکبرین هم کسانی هستند که کبر و استکبار ورزیدند این یک تفکر است، یک اندیشه است، شیطان این اندیشه را داشت که جنس او برتر است .این یک فرمول یا قانون است هرکسی که این تفکر را پیدا کند که در ماهیت و در «جنس و یا جوهر» از بقیه موجودات برتر است وی هم کبر ورزیده است .

* در شرک شخص می‌خواهد که بهتر باشد اما در کبر فرد مطمئن است که جنس بهتری دارد .

* در شرک شخص معامله‌گر است اما در کبر شخص می‌خواهد چیز بهتری را به دست بیاورد.

بنابراین شروع و نقطه سقوط انسان کبر است .

مثلا کسانی که می‌گویند نژاد ایرانی برتر و باهوشتر است؛ اگر کمی‌به آنها نزدیک شویم، می‌بینیم که این احساس برتری را در نهایت به خودش می‌رسد و می‌گوید من از همه بیشتر می‌دانم و برترم و نقطه و مرکز اصلی خودش است. اگر کسی به شما گفت که من و تو بیشتر از همه می‌فهمیم، همان جا از او دور شوید و با او خداحافظی کنید.

جالب است همه کسانی که این عقاید را دارند به تائید دیگران بسیار محتاج اند و اگر کسی از آنها تعریف کند؛ خوشحال می‌شوند وگرنه حالشان خراب می‌شود و اگر مقابل او چیزی گفتند آتش درون او بیرون میریزد و کاملا طغیان می‌کند.

از طرفی در کلام الله از عرش کبریا صحبت شده است. انسان می‌تواند صفات زیادی از خداوند را با خود حمل کند، همچون محسن، مجید، کریم، رحیم و...اما یک صفت است که انسان مجاز به حمل آن نیست و آن صفت کبریا است، چون انسان مخلوق است و خالق می‌تواند جوهر و ماهیت برتری داشته باشد .

با این تعاریف این سوال پیش می‌آید که پس چون جنس همه ما یکی است، جایگاه یک گنهکار با یک انسان پاک تفاوتی نمی‌کند؟

 بله ،جایگاه متفاوت است مانند جایگاه سفر اول با سفر دومی‌و با کسی که 50 تن را به رهایی رسانده با کسی که 10 تن را به رهایی رسانده است. شخصی که به دیگران خدمت می‌کند با شخصی که فقط به دنبال خواسته‌ها و جایگاه خودش است، فرق می‌کند اما این جایگاه جوهر و ماهییت نیست.

کبر یعنی تفاوت جوهر در خلقت، انسان می‌تواند ماهیت خودش را تغییر بدهد آنچنان که فلزی به فلز دیگری تغییر می‌کند اما این که از ابتدا  بهتر و برتر خلق شده این چنین نیست .

منبع - نمايندگي صالحي