* چکار کنم جهان بینی من تقویت شده و کسی از دستم ناراحت نشود، خصوصاً راهنمایم؟

شما هرکاری می کنید، اینطور نیست که کسی از دست شما ناراحت نشود، شما وقتی در کنگره 60 سفر می کنید، یک سری دوستانی دارید که همراه شما هستند و به قول معروف دوستان پامنقلی هستند، وقتی شما موادتان تیپر می شود و درمان می شوید، نمی توانید آنها را زیاد ببینید چون شما در حال عوض شدن هستید و از مداری وارد مدار دیگر می شوید.   آنها از دست شما ناراحت می شوند اما شما نمی توانی برای این که آنها ناراحت نشوند با آنها دوباره مواد مخدر مصرف کنید، این اتفاق می افتد ولی زمانی هست که انسان از روی خشم و ناراحتی خودش، حال کسی را خراب می کند و او را بهم می ریزد و این مسئله فرق می کند.  بهترین چیزی که می توانم بگویم این است که شما وقتی حال خوبی ندارید هیچ کاری انجام ندهید، این که انسان یاد بگیرد در یک زمانی هیچ کاری نکند، خیلی کار مهمی است و نیازمند تفکر و تدبیر و پختگی می باشد.  هر انسانی خودش بهتر از هر انسانی می تواند حال خودش را درک کند، وقتی حالتان خوب نیست کاری نکنید.  البته این که شما حالتان خوب نیست هیچ چیز بدی نیست، حال خراب در مسیر تزکیه و پالایش کاملا" طبیعی است، یک زمانی در کنگره رسم شده بود که مثلا" می گفتند فلانی حال خراب است و برچسب به او می زدند و کار خوبی نیست چون ممکن است آن شخص در حال گذار از یک فاز به فاز دیگر باشد و یا در حال مبارزه با خود است که حال خود را خوب کند، این که کسی حالش خراب است اشکالی ندارد اما این که کار را خراب کند مسئله است، ناراحتی جرم نیست اما اگر از ناراحتی آدم بکشی یا مردم را بزنی جرم دارد.

*چگونه می شود مطالب جهان بینی جزء به جزء در زندگی کاربردی شود؟ راه آن این است که شخص سعی کند بیشترین آموزش را اجرا کند، مثلا" من اگر سه مطلب بلد باشم و بتوانم دو مورد آن را اجرایی کنم خیلی بهتر از آن است که بیست مطلب را بلد باشم ولی فقط یک مورد را بتوانم اجرایی کنم.  اولی به تعادل نزدیک است ولی دومی به توهم نزدیک است، شخص اگر زیاد بداند ولی کم عمل کند دچار توهم دانایی می شود و فکر می کند همه چیز را می داند اما در واقع چیزی بلد نیست چون نتوانسته آن را به اجرا درآورد، توصیه من در این مورد این است که آموزش ها را پیاده کرده و از آن استفاده کنید.

*لطفأ کمی راجع به از خود گذشتن و رسیدن به خود توضیح دهید؟

ذرات نفس به دو قسمت الهی و ذرات ناخالص تقسیم می شوند و هم خواسته های نامعقول را داریم و هم خواسته های معقولی که باید به آن احترام بگذاریم و به آن بها داد اما زور آن قسمتی که خواسته های نامعقول دارند کمی بیشتر است مثلاً زمانی که جایی نذری می دهند کسانی که روی بیشتری دارند، در اول صف هستند و زود نذری می گیرند ولی کسانی که روی کمتری دارند معمولا" انتهای صف قرار دارند.  در نفس هم همینطور است، ذراتی که خواسته های نامعقول دارند اول خودشان را نشان می دهند و خواسته خود را مطرح می کنند اما ذرات مثبتی که خواسته معقول دارند دیرتر خواسته خود را مطرح می کنند، وقتی شما می خواهید به این خواسته ها جواب دهید از این جلویی ها انتخاب نکنید و به خواسته های معقول توجه کنید و بها دهید، در این صورت به خودتان می رسید.

*من دو سال است که به کنگره می آیم ولی با کوچکترین مسئله ای عصبانی می شوم و پرخاشگری می کنم، حس می کنم درونم پر از کینه است و نمی توانم کسی را ببخشم و خیلی دوست دارم از این خصلت های بد رها شوم، لطفاً راهنماییم کنید؟

کینه و ناراحتی نشانه وجود گره و مشکل است یعنی عقده درون انسان شکل گرفته است، حال برای این که هر مشکلی حل شود، ما باید انرژی زیادی داشته باشیم، شما وقتی خرابه ای را بخواهید آباد کنید باید بودجه داشته باشید و همین طور یک متخصص که دانش لازم را داشته باشد.  اگر کسی بخواهد این مشکل را حل کند اول بایستی از انرژی جمع استفاده کند که شارژ شود، نکته دیگر این که استخر خالی را می شود پر کرد اما استخر سوراخ را نمی شود پر آب کرد یعنی انسان اول باید بگردد شکاف ها را پیدا کند، در سی دی مثلث شخصیت اشاره می کند که انسان باید بگردد تا ببیند از کدام قسمت انسان آسیب دیده است، وقتی پیدا کرد از کدام قسمت آسیب خورده است، گویی شکاف را پیدا کرده است پس اول باید شکاف را پر کرده و جلوی آن را بگیرد و بعد از آن شروع به بازسازی و مرمت کند.  پس باید چند کار را با هم انجام داد:  پیدا کردن اشکال، انرژی گرفتن از جمع و بعد بازسازی و من بر این باورم که اگر انسان نتواند ناتوانی های خود را به توانایی تبدیل کند، نمی تواند ببخشد چون برای بخشش انسان باید قدرت داشته باشد، باید توان بخشیدن داشته باشد و باید آن توان را در خود بوجود بیاورد تا بتواند ببخشد، انسانی که در ناتوانی و حقارت باشد نمی تواند ببخشد، می تواند فراموش کند اما نمی تواند ببخشد که البته باید با حس خوب در خود توانائی بوجود بیاورد نه با حس انتقام.

* لطفاً در رابطه با راه های کسب انرژی کمی توضیح دهید؟

مهمترین آنان انرژی گرفتن از جمع و در جمع بودن است.

انجام وظایف شخصی.

آموزش دادن و گرفتن.

ارتباط با جمع و حضور در بسترهای مناسب.

انجام کارهای عقب افتاده و معوقه.

 منبع : نمايندگي کرج