برداشي از سي دي هيزم شکن 5
جان کلام اقاي مهندس در اين سي اين به برداشت من اين است که؛ بهتر است بدانم و قبول کنم و اعتقاد داشته باشم که صور پنهان وجود دارند. چون در قران گفته شده شما را تمام و کمال پس مي گيريم و اگر جسم من مد نظر بود که جسم به تنهايي از بين رفتني است پس بايد چيزهايي ديگر مدنظر باشد که همان صور پنهان است. سردسته اين صور پنهان هم نفس است که از ازل بوده، هست و خواهد بود. پس بايد در جايي ديگر اين صور به زندگي خود ادامه دهند. اما اعتقاد به اين موضوع به چه درد من مي خورد. نتيجه اش براي من بنده اين مي شود که حواسم را بيشتر جمع کنم تا خانه جسمي که صور پنهان در ان سکونت دارند سالم بماند. به بياني ديگر اينکه دانستن صور پنهان بايد فقط به اندازه اي باشد که بدانم و بتوانم همين زندگي که بزرگترين معجزه حيات است را قدر بدانم. واينکه نخواهم درون صور پنهان تجسس کنم چون ممکن است و حتما به ناکجا اباد خواهم رفت. همين بس که بدانم دنيا براي جسم من يک روزي تمام مي شود اما نفس و روح و ديگر صور پنهان ادمي به حيات خود در جهانهاي ديگر ادامه مي دهد. پس براي اين شکلهاي ديگر انساني ام روزگاري سالم را برنامه ريزي کنم تا پاسخگويي ام در ادامه حيات همراه با دلهره و رنج نباشد. دانستن و تامل در بودن و حقيقت صور پنهان اگرچه اصل انسان است و جهان بيني براساس انهاست و مي تواند ادمي را در شکرگذراي از خلقت پشتوانه اي محکم باشد اما رفتن و تجسس داخلش يعني فضولي در کاري که در ظرفيت ادمي نيست. و اگر اشتباه نکنم جزو نبايدهاست. اما تحقيق و پرس و جو به اندازه اي که ايمان ادمي را در مسير زندگي اش به باور تبديل کند لازمه کار براي انسانهايي است که به خويشتن خويش توجه مي کند.