اينجا صحبت از کلمه ها و عبارت هاي سنگين و سخت فهم و خسته کننده نيست. جملات و کلمات در حد فهم و سواد من است. به نظرم صحبت از سرمنشا درد انسان و گمشده آدمي است. 
خدايا چنان کن سرانجام کار که تو خوشنود باشي و ما رستگار.

صراط مستقيم. (خلاصه از گفته هاي آقاي خدامي)
ابتدايي ترين برداشت از صراط مستقيم ، تابعيت از فرامين الهي ، يعني مسلم و مسلمان بودن است ، يعني عبد بودن در هر کدام از اديان الهي ، زيرا فرامين و دستورات الهي در همه اديان الهي شبيه هم است .
اولين مسئله دوري يا خودداري از ضد ارزش هاست . تابعيت از فرامين الهي يعني دوري از ضد ارزش ها و غوطه ور بودن در ضد ارزش ها يعني دوري از فرامين الهي .
رابطه عجيبي بين صراط مستقيم و دوري از ضد ارزش ها برقرار است . مادامي که از ضد ارزش ها فاصله نگرفته ايم ، قادر به درمان ضدارزشها نخواهيم بود . تابعيت از فرامين الهي و دوري از ضد ارزش ها ، ما را در اوج و در بالاترين سطح انرژي قرار مي دهد.
در معني لغوي ؛ صراط مستقيم يعني خط مستقيم و صاف بين ما و هدف. البته در چارچوب تابعيت از فرامين الهي . خط مستقيم  بين مبدا و مقصد ، کوتاه ترين فاصله بين دو نقطه يا مبدا و مقصد نيز مي باشد. درخطوط و کريدورهاي هوايي که هواپيماها پرواز مي کنند ، معمولاً از خط مستقيم که کوتاه ترين فاصله است استفاده مي شود . به بيان ديگر ، صراط مستقيم يعني خط مستقيم بين ما و آرزوهايمان ، بين ما و اهدافمان، بين ما و سعادت و خوشبختي ، بين ما و درمان ضدارزشها.

(بخش اول)